ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

زنی که منو مبهوت خودش کرد

1390/4/7 23:48
606 بازدید
اشتراک گذاری

 

دُخی جون

 

یکی از کارهایی که خیلی خیلی دوست دارم ، خواندن کتاب هست

 

این عادت خوب رو مدیون مامانم هستم که خودش هیچ وقت اهل کتاب خواندن نبوده ولی همیشه از وقتی کوچیک بودم حتما برام کتاب قصه های مختلفی میگرفت و میخوند و البته پدرم که همیشه اهل مطالعه هست و در بچه گی ام خیلی کم این کارو برام انجام داد ولی تاثیر دوتاییشون روی من خیلی زیاد بوده ،تا جایی که  تا الان بزرگترین تفریحم همین خواندن کتاب  هست ...خوب خدارا شکر که مامان و بابام اینقدر به فکرم بودن وهستن

 

جدیدترین کتابی که خوندم رمان  امینه  نوشته مسعود بهنود است

 

این رمان را روز پیش تمومش کردم...اگر چه86 یا کمتر این کتاب رو برای تولد بابام گرفته بودم..

 

در رمان امینه ، تاریخ کشور ایران از زمان شاه سلطان حسین صفوی تا  احمد شاه قاجاری بسیار زیبا روایت شده

 

امینه دختر یکی از سرداران صفوی هست که در همان خردسالی او ، پدرش را اعدام میکنند و امینه که از هوش بسیار بالایی برخوردار بوده در دوران نوجوانی و جوانی تعدادی از دختران اصفهانی را تحت تعلیم ورزش و رزم وهنر و سواد قرار میده و اونها را با خودش همراه میکنه وگروهی را تشکیل میده. قدرت امینه اینقدر زبانزد میشه که تا  آوازه امینه به گوش شاه سلطان حسین میرسه......و الی آخر 

 

به هر حال اینو میخوام بگم که کلا از وقتی این کتاب رو دست گرفتم

 

(حدود ٢ ماه پیش) کامل قاطی کردم

 

همش در این فکرم که یک زن تا چه حد میتونه قدرت داشته باشه و رگ عالم هستی رو بدست بگیره اونهم در زمان ماضی....خدایا ما با این همه امکانات کجاییم و اون زن در چند صد سال پیش چه میکرده...البته من خودمو میگم که با داشتن امکانات هیچم والا کلی بانو در ایران و سرار دنیا هستن که وجود مثبتشون در این کره خاکی قابل انکار نیست ولی توی این تفکر غرق هستم واقعا این مهمه که من زن نوعی اینقدر وقتم رو پای کارهای بیهوده بذارم و آخرش هیچی به هیچی البته کتاب بهروزه خانم هم در زمان خودش فکر منو خیلی مشغول کرد اونموقع حدود 13 سالم بود ....ولی حس این رمان یک چیز دیگه هست

 

 حتما یک جلد از این کتاب رو میخرم و در کتابخانه کوچیکمون میزارم تا بعد ها که بزرگ شدی بخونیش

 

امینه و خیلی از کتاب های تاریخی سرزمینت ایران را بخون تا بدونی در این سرزمین چه کسانی زندگی میکردند و چه ها بر سر ایرانمان آمده 

 

بخون که بدونی  در سرزمینت ایران چه زنهایی بودند و چه اهدافی در زندگی باارزش تر از ظاهر و روزمرگی کردن وجود داره

 


 

 


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (16)

آرتین خان
8 تیر 90 2:37
سلام وبلاگ زیبایی دارین دوست داشتین تشریف بیارین وبلاگم تولدمه
بهارک
8 تیر 90 12:41
سلام..طراحی عکس و قالب وبلاگ..سر بزنید پشیمون نمیشید..
مامان ماهان عشق ماشین
8 تیر 90 22:03
سلام.عیدتون مبارک
مامان تربچه
9 تیر 90 13:40
از مبعث او جهان جوان شد گیتی چو بهشت جاودان شد دوست عزیزم عیدت مبارک
مریم
11 تیر 90 11:12
سلام هاله جونم دخمل نازت چطوره؟ عزیزم منم خیلی به وقایع تاریخی علاقه دارم و چندتارمان هم ازدوران قاجار و بعداز اون خوندم که واقعن جالب و فراموش نشدنی بود واسم..... الان خیلی افسوس میخورم که دیگه مثل قبل نمیتونم رمان و کتاب بخونم ولی بازم از رو نمیرم و کتاب خریدن رو ترک نکردم امیدوارم این عادت ارزشمند به ترمه جون هم به ارث برسه
مامان ماهان
12 تیر 90 0:45
چقدر جالب حتما تهیه میکنم تا بخونمش
مامان تربچه
12 تیر 90 22:26
چه جالب
مامان علي
13 تیر 90 1:15
هاله جون واقعا با عقايدت موافقم.
سنجاقک
13 تیر 90 11:12
سلام عزیزم ترمه جون ببوس منم این کتاب خوندم خیلی زیباست البته یک کتاب به اسم "خانم" هم خوندم جالب بود ولی با این کتاب متفاوت بود اگه دوست داشتی میتونی از کتابفروشی برادر بگیری
مامان تربچه
13 تیر 90 19:14
سه نور آمد به عالم پر ز احساس
معطر هر سه از عطر گل یاس
سه نور تابناک آسمانی
حسین بن علی ، سجاد و عباس


دوست گلم، عیدت مبارک
التماس دعا



مامان تربچه جون . صفا جون عید شماهم مبارک
مرضيه
15 تیر 90 11:00








مامان ماهان
15 تیر 90 17:12
سلام عزیزم
در دفتر دل،یاد تو سرمشق من است یادم نرود،یاد تو تکلیف من است






این همه محبتو چه جوری میشه جواب داد
نسترن
17 تیر 90 16:01
سلام خانومی. بابایی من عاشق رمان های تاریخی مخصوصا ترجمه ذبیح اله منصوریه. حالا که توام کتاب خونی اگه رمان خواجه تاجدار رو نخوندی توصیه می کنم حتما بخونی. منم این کتابی رو که گفتی واسه بابایم حتما می خرم . ممنونم


حتما...منونم
مرضیه
17 تیر 90 16:30
آپمممممممممممممممممم
faeqeh
17 تیر 90 22:44
سلام چه خوب میشه اگه به هم کتاب راهنمائی کنیم البته من به کتابای تاریخی خیلی علاقه ندارم چون بابام همیشه زیاد بهمون اصرارِ خوندنشونو میکرد من رمانهایِ معروف و مخصوصا پائولو کوئیلو رو دوست دارم
نسرین
5 مهر 90 17:29
سلام عزیزم.نمیدونم درست احساستو درک کردم یا نه.اما منکه مدام به این فکر میکنم که چرا من نباید یه زن موندگار باشم؟چرا نباید بعدها اسم منو کارهام به یاد دیگران بمونه؟ اما نمیدونم چرا فقط این در حد یه خواسته مونده و مدتهاست راکد موندم. امیدوارم شما اینطور نباشی.